تبليغاتX
هستم اگر میروم گر نروم نیستم
سلام دوستان از اینکه از وبلاگ من دیدن می کنید ممنونم
wWw.Jalalposter.irwWw.Jalalposter.ir
+ نوشته شده در  Sat 13 Sep 2008ساعت 10:51 AM  توسط پگاه  | 

پدر خوبم روزت مبارک
+ نوشته شده در  Sat 13 Sep 2008ساعت 10:49 AM  توسط پگاه  | 

 


يك نفر نيست كـه غمهاي مرا بشناسد

دل عاشــق ، دل تنهـاي مـرا بشناسد

حجـم خاكستـري غربت تنهـايي مـن

يك نفر نيست كـه دنياي مـرا بشناسد

يك نفر نيست كه از خاموشي چشمانم

شب يلـــداي غــزلهـاي مــرا بشناسد

سفر عشـق به آبــادي خامــوش دلــم

يك نفر نيست كه روياي مـرا بشناسد

يك نفر نيست كه در نيمه شب دلتنگي

غـم پنهـان ، غـم پيـداي مــرا بشناسد

يك نفر نيست كه از شعله سوزنده اشك

طلب عشــق و تمنـــاي مــرا بشناسد

دلــم آويختــه از دار پــريشــاني هـا

يك نفر نيست مسيحـاي مـرا بشناسد

يك نفر نيست كه غمهاي مرا بشناس

+ نوشته شده در  Tue 5 Aug 2008ساعت 11:37 AM  توسط پگاه  | 


 تو چشم میذاری من قایم می شم تو یکی دیگه رو پیدا می کنی



+ نوشته شده در  Tue 5 Aug 2008ساعت 11:36 AM  توسط پگاه  | 

 

سلام روفقا

من امروز جواب کنکور رو گرفتم و

و

و

ووووووووو

قبول شدممممممممممممممممممممممممممم

باورتون می شه؟

خوب حق دارین چون خودمم باورم نمی شه!

ولی خوب

قبول شدم دیگه.............

+ نوشته شده در  Sun 27 Jul 2008ساعت 2:49 PM  توسط پگاه  | 

بهش بگو که مَرد به همین دیوانگی هاش مَرده !
بگو که یه مَرد یه دیوار سیمانیُ با مُشت خراب میکنه که زخم بَرداره، اینجوری بعداً می تونه به داشتنِ جایِ زخم اِفتخار کُنه !

+ نوشته شده در  Sat 26 Jul 2008ساعت 11:58 PM  توسط پگاه  | 

 

پوچ و بي معني است ؛ عقل ميگويد.
هست، آنچه هست ؛ عشق ميگويد
.
شكست است؛ حسابگري ميگويد
.
رنج است؛ ترس ميگويد
.
اميدي به آينده نيست ؛ دورانديشي ميگويد
.
ننگ است ؛ غرور ميگويد
.
هست ، آنچه هست ؛ عشق ميگويد
.
غيرممكن است، تجربه ميگويد
.
حماقت است؛ احتياط ميگويد
.
هست آنچه هست؛

+ نوشته شده در  Sat 26 Jul 2008ساعت 11:51 PM  توسط پگاه  | 

 

خداوند بشر را طوری آفریده است که هرچه به سنش اضافه می شود از

بینایی چشم هایش کم می شود تا و قتی پیری خود را در آینه نگاه می

کند به خود بگوید((عجیب است من در تمام این سالها هیچ تغییری

نکرده ام))

+ نوشته شده در  Sat 26 Jul 2008ساعت 11:49 PM  توسط پگاه  | 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به

مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و

اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

+ نوشته شده در  Sat 26 Jul 2008ساعت 11:48 PM  توسط پگاه  | 

 

!!!...خدايا با من قهري
....
بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است
!!!-
خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم
!!!!-
بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
خدايا! سه رکعت زياد است!
بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد
ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است
خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد
ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست
پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است
اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد
و باز هم ... !

منبع:ندا جوون

+ نوشته شده در  Sat 26 Jul 2008ساعت 11:48 AM  توسط پگاه  |